تبليغاتX
به نام بزرگ معمار هستی

rashme

(م,مثل متین)

rashme

http://rashme.blogfa.com

به نام بزرگ معمار هستی

به نام بزرگ معمار هستی

به نام بزرگ معمار هستی

سلام

ممنون که پیش من آمدید!!!


نام:متین

نام خانوادگی : ................

سن: 18 سال

شهر: گرمسار

معنی(Rashme):نام روستامونه

موضوع وبلاگ: خنده دار(همراه با عکس)







www.rashme.blogfa.com

به نام بزرگ معمار هستی

سال نو مبارک

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 22:3 توسط (م,مثل متین) |


 
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 21:59 توسط (م,مثل متین) |
عید آمده, عید آمده , بهاره.............
سال ۷+۱۳۸۰ به همه ی عزیزان مبارک

سلام دوستان خوبم آرزو می کنم سال پر برکتی داشته باشید.

برای شما چند تا کارت پستال گذاشتم امید وارم خوشتون بیاد

.....................

................

...........

....................

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 18:58 توسط (م,مثل متین) |
نوروز 1387
اس ام اس نوروز ۱۳۸۷

................................

 

 

برو ادامه مطلب حالش ببر!!!

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 14:27 توسط (م,مثل متین) |
matin
سلام به دوستای گلم . برای شما عزیزانم در ادمه ی مطلب چند کد قالب زیبا قرار دادم(کد را در ویرایش قالب قرار دهید)

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 14:32 توسط (م,مثل متین) |
جوک و اس ام اس ۳

...................................


آسان ترين راه خود كشي پسر ها : تخت خواب را آماده كنيد تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو . خيلي آروم نوك انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونوببريد زير پتو . هيچ راه نفوذي براي هوا نداريد يك ساعت بعد . . . شما مرديد خدا رحمتتون كنه .

استكان از دستم افتاد شكست پدرم ناراحت شد - ماردم حرص خورد - برادرم گفت قشنگ بود - خواهرم گفت مال من بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اما وقتي قلبم شكست هيچ كس چيزي نگفت بميرم اي دل كه بي صدا شكستي

ترکه با ضد هوايي يه هواپيما رو مي زنه و وقتي خلبانش با چتر پايين مي پره، رو به بچه هاي ديگه مي گه: بچه ها فرار کنين ....صاحبش اومد!!!

به ترکه ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟ ترکه ميگه : يه سازماني تشکيل شد به نام يونس کو

تعريف مادر زن: مادر زن اسلحه اي است انفرادي که با عيال حمل ميشود وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده و با زخمي کردن داماد بيچاره خنک ميشود . اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده و شرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد مادر زن گاهي تک تير و گاهي رگبار شليک مي کند طول مادر زن بدون سر نيزه 2 متر ميباشد. تعداد تير در هر ثانيه يک ميليون فحش و ناسزا بوده و برد موثر ان انتقال داماد به بيمارستان و برد نهايي ان انتقال داماد به گورستان ميباشد

: دروغ دختر ها
 تو برام مثل داداشي = يعني جلو تر نيا
من تو رو اندازه داداشم دوست دارم=چون حالم از داداشم به هم مي خوره
از دست من ناراحتي=هستي كه باش به من چه
من حالم بده = يعني بايد ببريم كافي شاپ و كلي چيز برام بخري
 من فقط با تو حرف مي زنم = با بقيه مي خندم
من هميشه پيشت مي مونم = مخصوصا وقتي كه كميته بياد
خاطرت برام عزيزه = خاطر همون خاطره استيعني بايد يه خاطره بشي
ديروز يكي بهم متلك انداخت = يعني بيا خواستگاريم

مژده مژده....المپيك پسرها رسيد... 1)مخ زدن دختر  در 10 ثانيه .......... 2)تحمل كردن و از حال نرفتن در مقابل 20 دختر سمج.................. 3)دويدن در حياط مدرسه دخترانه بدون نگاه كردن به اطراف...... 4)رقابت با دختران در رشته چونه زني و پر حرفي پشت مبايل يا تلفن...... 5)ناز كشي 3دختر به طور همزمان..(خداييش اين از همش سختتره).................. به برندگان در صورت تصويب هيئت داوران يك عدد گوشي

 


يه روز يه اصفهانيه توي يکي از پادگانهاي تهران خدمت مي کرده . بچه تهروني ها براي اينکه اونو اذيت بکنند توي غذايش توف مي کردند و اون هيچ چي نمي گفت بعد از چند روز تهروني ها قرار ميگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانيه ميگه از کي ميخواهيد با من دوست بشويد ميگند از فردا اصفهانيه هم ميگه من هم از فردا نميشاشم توي سماور  

 


يه روز يه اصفاهاني بليت هواپيما مي‌گيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس مي‌شه، با دوچرخه ميره مسافرت  

 

ـ اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت: - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن.  

تركه با زنش مي ره سينما كنترل چي با چراغ قوه به طرفشون مياد . تركه به زنش ميگه برو كنار داره موتور مياد.

ترکه ميره سوپر ماركت ميگه يه مايع ظرفشويي خوب بده صاحب مغازه ميگه : گلي خوبه؟ يارو ميگه: مرسي سلام ميرسونه

تركه هميشه لباس مشكي مي پوشيده. دوستاش ميگن چرا هميشه مشكي مي پوشي؟ تركه ميگه : آخه من ختم روزگارم

 

  ترکه تو مسابقه قرآن سوره بني اسرائيل بهش مي افته انصراف ميده!! 

تركه با دو نفر ديگه سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ... راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ... خلاصه نوبت به تركه ميرسه و تركه هم با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه : چيه ... الاغ باشعور نديدي 

 تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟ ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه! 

به تركه ميگن: با جام جهاني جمله بساز، ميگه: پس انرژي هسته‌اي رو بي‌خيال ديگه؟ 

تركه زنگ مي‌زنه 110 ميگه: گاز، كلاچ، ترمز، فرمون، ترمزدستي و دنده ماشين منو دزديدند، پليسه ميگه: ببخشيد، شما ترك هستيد؟ يارو ميگه: آره، چطور مگه؟ پليسه ميگه: هيچي، پاشو برو جلو بشين!

 


 ترکه ميره سوپر ماركت ميگه يه مايع ظرفشويي خوب بده صاحب مغازه ميگه : گلي خوبه؟ يارو ميگه: مرسي سلام ميرسونه

ترکه رئيس فدراسيون شطرنج ميشه دوتا قانون ميزاره: 1. اسب ديگه نمي تونه فيلو بزنه 2. خر هم بازيه

ترکه ميره توالت ميگوزه وقتي مياد بيرون ميبينه چهار تا دختر دارن نگاهش ميکنن براي اينکه ضايع نشه

ميگه ببين چه مردمي پيدا ميشن ميگوزن آب نميريزن بره

 

به دختره ميگن شما مي ري wc خودتو با دست راست مي شوري يا چپ ؟ مي گه : حـــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــيــــــــــــــد !!!!

تركه ميره نونوايي، هيچكي هم تو صف نبوده، ميگه: آقا دو تا نون بده. شاطره با خودش ميگه اين بابا تركه، بگذار يكم سركارش بذاريم! ميگه: آقا نوبتو رعايت كن، برو آخر صف وايسا! تركه يكم نگاه ميكنه‌ ميبينه كسي نيست، ‌دوباره ميگه: برادر دو تا نون بده، ‌چرا اذيت ميكني؟ دوباره شاطره ميگه: ‌بابا اين همه آدم تو نوبته، برو ته صف وايسا! تركه شاكي ميشه، يه سنگ ور ميداره ميزنه سر تا سر شيشه مغازه رو ميشكنه. شاطره داد مي زنه: هوي! شيشه رو چرا ميشكني!؟ تركه ميگه: اين همه آدم اينجا وايسادن، چرا خر منو چسبيدي؟!!!

تركه زنش حامله بوده، نگاه ميكنه به شكم زنش، ميگه: خانم جان اين چيه؟‌ ميگه: بچه ست. ميگه: دوستش داري؟ ميگه: آره خوب، معلومه. ميگه: پس چرا قورتش دادي؟!

 

+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 20:2 توسط (م,مثل متین) |